آینده روشن
برای تازه شدن هیچ وقت دیر نیست 
قالب وبلاگ
نويسندگان
آخرين مطالب
لینک دوستان





 
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام!
گناه یه جور بیماریه. شما می دونید که بعضی بیماری ها نشانه هایی رو از خودشون بروز می دن. مثل آنفولانزا و خیلی سریع آدم رو به فکر درمان می اندازند و اتفاقا راحت هم درمان می شن. (دقیقا مثل خودارضایی) ولی بعضی هاشون مثل ایدز تا ده سال هم ممکنه دوره ی نهفتگی شون طول بکشه و آدم وقتی متوجه بشه که خیلی دیر شده.(مثل ارتباط، هرگونه ارتباطی، با نا محرم) و گناه هایی که با رضایت قلبی باشن به دسته ی دوم مربوط می شن.
ولی خدا وکیلی کدوم ما از این کاری که می کنیم راضی هستیم؟ راضی بودیم که تو این وبلاگ چه کار می کردیم؟ ولی سوالی که مطرحه اینه که چرا نمی تونیم ترک کنیم؟
بی اراده ایم؟ بی ایمانیم؟ لذت طلبیم؟ عقلمون کمه یا با خودمون دشمنی داریم؟
نه به خدا هیچ کدوم این ها نیست؟
فقط (شاید) نمی دونیم:
1- نباید تو نمازمون سستی کنیم که اگه بکنیم حتی اگه از دست استمناء خلاص بشیم به گناه های بدتری دچار می شیم. چون دیگه هیچ چیزی نیست که بخواد جلومون وایسه و بگه نه! (ما بدون نماز پوچیم. مفلوکیم. بدبختیم)
2- این مسئله فقط مشکل ما نیست خیلی ها درگیرش شدن و اصلا مسئله ی پیچیده ای نیست.
3- ترک این عادت فوق العاده راحته ولی بدیش اینه که زمان بره چون دم دسته و مثل مواد مخدر نیاز به چیزی نداره و هر زمان از آخرین بار می تونه اتفاق بیفته.
4- مرور زمان به طور شگفت انگیری عوارضش رو از بین می بره.
5- اگه ترک کنیم تو طولانی مدت چیزهایی رو به دست میاریم که شاید حتی قبلا هم نداشتیم.
6- دچار وسواس شدیم. توضیح می دم.

 

وسواس:
1- کمال گرا نباشید: حین انجام گناه آدم بعضی جاها احساس می کنه که می تونه برگرده. نگو دیگه فایده نداره. از همون جا برگرد. (فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره)
2- شیطان: با یه عکسه دیگه تو که نمی خوای جق بزنی. بابا آسیبی نمی زنه. خدا: (فمن یعمل مثقال ذره شرا یره)
3- نظم گرا نباش : داشتن تقویم تیک برخلاف تصور باعث تحریک آدم میشه. و آدم رو تو بورس گناه نگه می داره. خدا خودش از حساب کتاب کارای من با خبره. من که قرار نیست این کار رو بکونم.
چند توصیه:
1- بشین فکر کن ببین بیشتر کی این کار رو می کنی و اون ساعتت رو با یه چیزی پر کن.
2- خودت رو در معرض خطر نذار.
3- با خدا عهد کن نه با خودت به خدا بگو: خدایا! به تو پناه میارم از این که لواط کنم. زنا کنم. کسی رو به قصد شهوت لمس کنم. با خودم یا با اشیا سرگرم بشم. سوپر نگاه کنم. به نامحرم نگاه کنم. خدایا!

و در نهایت: « ان الله ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم»

نویسنده (ض)

كوهنوردي مي‌‌خواست به قله‌ای بلندی صعود كند. پس از سال‌ها تمرين و آمادگي، سفرش را آغاز كرد. به صعودش ادامه داد تا اين كه هوا كاملا تاريك شد. به جز تاريكي هيچ چيز ديده نمي‌شد. سياهي شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمي‌توانست چيزي ببيند حتي ماه و ستاره‌ها پشت انبوهي از ابر پنهان شده بودند. كوهنورد همان‌طور كه داشت بالا مي‌رفت، در حالي كه چيزي به فتح قله نمانده بود، پايش ليز خورد و با سرعت هر چه تمام‌تر سقوط كرد. سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامي خاطرات خوب و بد زندگي‌اش را به ياد مي‌آورد. داشت فكر مي‌‌كرد چقدر به مرگ نزديك شده است كه ناگهان دنباله طنابی که به دور كمرش حلقه خورده بود بين شاخه های درختی در شيب کوه گير کرد و مانع از سقوط كاملش شد. در آن لحظات سنگين سكوت، که هيچ اميدی نداشت از ته دل فرياد زد: خدايا كمكم كن

!
ندايي از دل آسمان پاسخ داد از من چه مي‌خواهي؟
نجاتم بده خدای من!
آيا به من ايمان داري؟
آري. هميشه به تو ايمان داشته‌ام 
پس آن طناب دور كمرت را پاره كن!
كوهنورد وحشت كرد. پاره شدن طناب يعني سقوط بي‌ترديد از فراز كيلومترها ارتفاع. گفت: خدايا نمي‌توانم.
خدا گفت: آيا به گفته من ايمان نداري؟
كوهنورد گفت: خدايا نمي توانم. نمي‌توانم.
روز بعد، گروه نجات گزارش داد كه جسد منجمد شده يك كوهنورد در حالي پيدا شده كه طنابي به دور كمرش حلقه شده بود و تنها دو متر با زمين فاصله داشت.....

بعضی وقت ها ما خودمون دست خدا را پس می زنیم...خدا ما را خیلی دوست داره ...اما ما بنده ها فقط خودمون رومیبینیم....

    دیگه کافیه

دیگه هر چقدر خود ارضایی کردی کافیه . تا کجا می خواهی پیش بری ؟ میخوای اونقدر این کار رو انجام بدی تا چشمانت کم کم ضعیف و ضعیف تر بشن بعدشم کور بشی یا اینکه انقدر پیش بری که از لرزش دستانت نتونی یک لیوان آب رو هم ثابت تو دستانت نگه داری .

پاشو تو آینه به خودت نگاه کن  آیا چهره ات به همون شادابیه که قبل از شروع استمناء داشتی؟ یا اینکه با خودت فکر میکنی گودی زیر چشمانت خیلی زیباتر از قبلت کرده است.

اگر تازه تو خط استمناء افتادی شاید به خودت بگی که (نه هیچ کدوم از این عوارضی که گفتی تا حالا برام اتفاق نیفتادن و همش الکیه) تازه  این چیزایی که من گفتم گوشه ای از هزاران بلایی است که خود ارضایی با خودش براتون میاره.

من وقتی سوم راهنمایی بودم استمناء رو شروع کردم وتا پیش دانشگاهی این کار ادامه داشت.

اولش با هفته ای 1 مرتبه شروع شد تا اینکه وقتی اومدم اول دبیرستان دیدم دارم یک روز درمیان این کار رو انجام میدم . تازه خیلی هم حال میکردم که درسم خوبه همه نمراتم  بالای هجده نوزده است و خیلی هم روابط اجتماعی قوی دارم تا اینکه عوارض استمناء کم کم خودش رو نشون داد.

اون موقع وقتی خودم رو با بعضی از دوستانم  مقایسه میکردم. میدیدم که خیلی کند ذهن تر از اونهایی شدم که یک زمانی از لحاظ فکری و درسی و جسمی به گرد پای منم نمیرسیدند.اون موقع بود که هر چقدر خواستم ترک کنم نتونستم. جوری شه بود که روزی 3 دفعه استمناء میکردم.

هزاران بار توبه کردم  به امامان متوصل شدم اما فایده ای نداشت . برای یک مدت کوتاه خوب بودم  ولی دوباره شروع میکردم تا اینکه به پیشنهاد یکی از دستانم که گفت بیا با هم ترک کنیم عمل کردم.

این کار باعث میشد روحیه بگیرم . الان هم نزیک 3 ماه پاک پاکم . و لذت این پاکی رو دارم با تمام وجودم حس میکنم .

                                                 وقت بیداریست

الان موقشه تو هم تصمیمت رو بگیر. اگر میخوای ادامه بدی  میتونی تا هر جا که بخوای پیش بری و هر چقدر که دلت میخواد این کار کثیف رو انجام بدی هر اتفاقی هم که برات افتاد پای خودت .

و اگر میخوای طعم خوش رهایی  رو بچشی و به جمع ما همسفرها بپیوندی قدمت روی چشم . مایه اش یه توبه ی خوشگل پیش خداست و یک اراده ی قوی که با دیدن همسفرهای دیگه که دارن پرواز میکنند و به اوج بر میگردن قوی تر هم میشه.

تو توی این سفر پر پیچ و خم با ما باش. مشکلاتت رو با ما درمیان بگذار. من و همسفرهای دیگر تا پای جان یاریت میکنیم .

مطمعین باش هر کس که بخواد همون چیزی میشه که میخواهد

[ دو شنبه 14 آذر 1389برچسب:, ] [ ] [ انسان زمینی ]

سلام

هر کسی تو زندگیش مشکلاتی رو داره یکی پشت کنکور مونده یکی شکست عشقی خورده یکی بیکاره و... . مهم اینکه عکس العمل ما در مقابل این مشکلات به چه شکلی است.

آدما اصولا وقتی در مقابل مشکلی که قرار میگیرند  دو نوع رفتار از خودشون نشون میدن و دو نوع تصمیم میگیرند.

بعضیا خودشون رو به دست سرنوشت میسپارند ومیگذارند سرنوشتی که باز خودشون اون رو انتخاب کردن هر بلایی که بخواد سرشون بیاره  و بعضی دیگر سرنوشت رو به دست های خودشون میسپارند.

خلاصه گیجتون نکنم  خواهر گلم  داداش گلم ما هممون انسانیم و اشتباه میکنیم و با این اشتباهاتمون مشکلاتی رو برای خودمون به وجود میاریم و بعد میشینیم به خودمون میگیم که ( اه دیدی خدا ما رو دوست نداره دیدی خدا چه بلایی سرم اورد) . در صورتی که این ما بودیم که انتخاب کردیم و قدرت انتخاب داشتیم.

اگر یک بار اشتباه کردی اگر دو بار اشتباه کردی اگر هزار بارم اشتباه کردی از الان دیگه تصمیم بگیر و اشتباه نکن.

تو در مسیر حل مشکلت حرکت کن و جلو برو باقیش رو بسپار دست خدا. میدوننم خیلی سخته ولی مگه ما خدا نداریم مگه خدای ما رحمان نیست مگه خدای ما قادر نیست. . مشکل ما آدما این است که خدا رو فراموش کردیم.

ببین به خدا  قسم من این رو با تمام وجودم لمس کردم : هر وقت میخواستم ترک کنم  با گریه با التماس از خدا میخواستم که کمکم کنه ولی دوباره شروع میکردم نمیدونستم چرا ؟ تا اینکه یه بنده خدایی بهم گفت تو بغیر از التماس کردن و گریه کردن برای خدا چیکار کردی ؟ باخودم فکر کردم دیدم راست میگه. همش من این کار رو انجام میدادم  بعد با گریه و التماس از خدا میخواستم که کمکم کنه.

این بود که تصمیم گرفتم روزی یک صفحه قرآن بخونم . ببین نمیدونی معجزه میکنه . البته نا گفته نماند باید بهش برسیا. چون اگر الله بختکی هر کاری رو بکنی حتی نماز خوندن نه تنها وقتت رو تلف کردی  بلکه  ثوابی هم نمیبری. 

تو یک کتاب معتبر که یادم رفته اسمش چیه خیلی وقت پیش ها به نقل از یکی از امامان بزرگوارمون خوندم  که ذکر ((یا غیاث المستغیثین)) به معنی ((ای فریادرس فریاد خواهان )) آثار عجیبی دارد . بیایید هر وقت از خداکمک میخواین که البته ما همیشه از خداوند رحمان کمک میخواهیم او رابا این لفظ صدا کنیم. انشاالله که هممون عاقبت بخیر بشیم.

حرفای نا گفته زیاد دارم انشاالله اگر عمری بود در پستهای بعدی.

این وبلاگ برای ترک خود ارضایی است و هدف اصلی ترک این عادت کثیف است ولی بچه ها مشکلات زیادی دارن که بزرگترینش همین خود ارضایی است.

هر مشکلی که داشتی میتونی در قسمت نظرات هم به شکل خصوصی و هم به صورت عمومی مطرح کنی من هم تا حد توانم کمکتون میکنم هر چند من خودم به کمکتون خیلی احتیاج دارم شاید مشکل تو مشکل خیلیای دیگه باشه.

یاعلی

[ دو شنبه 13 آذر 1389برچسب:, ] [ ] [ انسان زمینی ]

شما در يك شب طوفاني سرد در حال رانندگي از خياباني هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستيد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند.

يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را براي سوار نمودن بر گزينيد. كداميك را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را بطور كامل شرح دهيد :

پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد ....

...........

..........

........

.......

......

.....

.....

...

..

.
 
قاعدتاً اين آزمون نمي‌تواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خاص خودش را دارد.
پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.
شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً او جان شما را نجات داده و اين فرصتي است كه مي‌توانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.
شما بايد شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.

از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، تنها شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود :
سوئيچ ماشين را به پزشك مي‌دهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس مي‌مانيم.

پاسخي زيبا و سرشار از متانتي كه ارائه شد گوياي بهترين پاسخ است و مسلما همه مي‌پذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نمي‌كند. چرا؟

زيرا ما هرگز نمي‌خواهيم داشته‌ها و مزيت‌هاي خودمان را (ماشين) (قدرت) (موقعيت) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهي‌ها، محدوديت ها و مزيت‌هاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم.

تحليل فوق را مي‌توانيم در يك چارچوب علمي‌تر نيز شرح دهيم: در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار مي‌گيرد.

در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديت‌هاي محيطي خود، استفاده مي‌كند و قادر نمي‌گردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند.

تفكر جانبي سعي مي‌كند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند.

در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيت‌هاي خود را ببخشيم مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم.

شايد خيلي از پاسخ‌دهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همسر روياهاي خود را به دست آورند. بنابراين چه چيزي باعث مي‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند.

دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نمي‌كنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نمي‌گذارند. اكثريت شركت‌كنندگان خود را در اين چارچوب مي‌بينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه مي‌توانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكرده‌اند

میدونم این پست ربطی به خود ارضایی نداشت اما اگه دقت کنیم می بینیم این فکر هست که ما را به جلو میبره...و خیلی از ما تسلیم فکرهایمان می شویم...پس نتیجه می گیریم که ما باید بتوانیم بر فکرهایمان هم تسلط داشته باشیم..

[ دو شنبه 13 آذر 1389برچسب:, ] [ ] [ انسان زمینی ]
صفحه قبل 1 ... 34 35 36 37 38 ... 42 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دلم تنگه کوچه های باريک خدا است، دلم تنگ صدای پروردگار است خدای خوبم من در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی ات نداری ! من خدایی چون تو دارم و تو چون خودت نداری! تو رو از تو گدایی می کنم . خدا رو دوست دارم و میخوام فقط اون عشقم باشه سالها بدنبال گمشده ام میگشتم و حال میدانم او کیست امیدوارم هیچوقت بحال خود رهایم نکند...که بدون او هیچم هیچ.... و من دلم تنگ رحمت است، دلم تنگ لحظه ای فقط لحظه ی توبه و نيايش با خلوص پاک است. خدایا من اگر بد کنم تو را بندگان خوب فراوان است اما اگر تو مدارا نکنی و نبخشی مرا خدای دیگر کجاست؟
امکانات وب

دوستای امروز: 353
دوستای دیروز: 211
دوستای هفتمون : 564
دوستای یک ماهمون: 1054
کل دوستایی که تا حالا اومدن: 775668
نوشته های یک انسان زمینی: 207
یادگاری دوستان: 190
دوستای زنده: 1

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت